من الان خیلی خوابم میاد فکر کنم. دقیقاً مطمئن نیستم البته. ولی خب این مسئلهی مهمی نیست. مسئلهی مهمتر اینه که ما وسط هالیم و من نمیتونم وسط هال بگیرم بخوابم. من به طور کلی هیچ وسطی نمیتونم بخوابم. وسط دو نفر. وسط هال. وسط خونه. هرجایی که احتمال بدم در صورت حملهی زامبیا ممکنه از هر طرف مورد هجوم قرار بگیرم. این احتمالاً نشون میده من به نقطهای رسیدم که باید فانتزی خوندن رو متوقف کنم. یا حداقل خوندن کتابای دیوید گمل رو که توشون کالیداس یه تنه یه گذرگاه رو در برابر خیل دشمنان و مهاجمان دیو صفت حفظ میکنه، صرفاً چون اونا انقد اوشگولن که حداقل نمیرن از بالاتر بهش حمله کنن یا با تیرکمونی چیزی بزنن از زندگی رقتانگیزش خلاصش کنن. شاید بهتر بود دختری با تمام موهبتها رو هم نمیخوندم که مشخصاً بر خلاف تمام باورهایی که من تا به این لحظه در زندگیم داشتم. دختری با تمام موهبتها؟ با اردنگی از زندگیتون پرتش کنین بیرون. عزیزانم. هیچ چیز خطرناکتر از موجودی با تمام موهبتها نیست.مشکل دیگهای که میخواستم باهاتون در میون بذارم اینه که این لپتاپ من نیست. نتیجتاً نه تنها قسمتی از زمان بسیار بسیار
برچسب: دعا کنیم بیاید,
نویسنده: مهسا حبیبی
تاريخ: سه
شنبه
21 دی
1395 ساعت: 9:55